سبدهای خاطره

.

به سیب کال و خیال خیس

----------------------------

سیب های کال

در سبدهای خاطره

بهانه رفتن گرفته اند

وصدای لرزان زنی

که آهسته آهسته

می گوید

خیال خیس میبافم

آی مردم ..

-----------

در سکوت سرد دادگاه

یاد تو را نفس میکشم

سرنوشتم را

در دستمالی معطر از عطر نعناع

می پیچم

ونگاه میکنم جای پایت را

در مسیر سکوت

تا...

-----

روسری ات را باز می کنی

شیطان به روز می شود

آبستن می شود از نگاه تو خاک

ومن فراموش می کنم

به مادر باکره ام بگویم :

دیگر هیچ کس به نام سیب

از صلیب به آسمان نخواهد رفت !

------------------------------------

 

سنگ خندید

من شکستم

آینه ریخت

----------

 

آینه دیدنی ست

شعر شنیدنی

و تو خواندنی !

----------------

 

آنقدر به آینه زل زدم

تا باور کرد

پیر شده است

---------------

آنقدر موهایم را شانه زدم

تا آینه صاف شد

-----------------

آینه از نفس افتاد !

بس که روبرویش دویدم .

-------------------------

گلبرگ های بازیگوش را

از تن بهار می چینم .

یعقوب چشم هایش را به من می بخشد .

شراب کهنه تارا -

مرا در آغوش مهربان ترین  لحظه ها مست می کند !

عید سعید من مبارک !

.



/ 27 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیب کال

[گل] سلام چرا بروز نمیشییییین؟

هستی

سلام شعرات به دلم نشست اما..........چرا؟

هستی

سلام [قهر][قهر]

خیال خیس

تارا گفت: پیامک های بداهه ی یک شب پاییزی و من یاد سیم تلگراف و دوکاج افتادم بعد با تارا سفر اغاز شد : با احترام دعوتید به این سفر

محمد نجفي

سلام آقا مختار! غزل جديدمو شنيدين! خوشحال ميشم بياين و مث هميشه به اون نكات ظريف اشاره كنين![گل]

سید علیرضارئیسی گرگانی

سلام و عرض ادب و احترام دارم محضر استاد بزرگوار جناب آقای مختار رنجیده پامچی بی صبرانه منتظر حضور نورانیت هستم در کشکول رئیسی به ادرس http://kashkoolraeesi.mihanblog.com

احمد سوسرایی

سلام شاعر گرامی با 5 "پریسکه" بروزم... منتظر نگاه تیز بین شما. منتظرم...[گل]