اشکی در گذرگاه تاریخ

 

.

(... اشکی در گذرگاه تاریخ )

شاعر  :  فریدون مشیری

 از ( مجموعۀ ...بهار را باور کن )

======================

 

از همان روزی که دست حضرتِ «قابیل»
 
گشت آلوده به خون حضرتِ «هابیل»

از همان روزی که فرزندانِ «آدم»

صدر پیغام‌آورانِ حضرتِ باریتعالی

زهر تلخ دشمنی در خون‌شان جوشید

آدمیت مرده بود
 
گرچه آدم زنده بود.
 
از همان روزی که «یوسف» را برادرها به چاه انداختند
 
از همان روزی که با شلاق و خون «دیوار چین» را ساختند
 
آدمیت مرده بود.
 
بعد دنیا هی پُر از آدم شد و این آسیاب
 
گشت و گشت
 
قرنها از مرگ آدم هم گذشت
 
ای دریغ
 
آدمیت برنگشت.
 
قرن ما
 
روزگار مرگِ انسانیت است
 
سینه ی دنیا ز خوبی‌ها تهی است
 
صحبت از آزادگی، پاکی، مروت ابلهی است
 
صحبت از «موسی» و «عیسی» و «محمد» نابجاست
 
قرن « موسی چمبه »هاست
 
من که از پژمردنِ یک شاخه گل
 
از نگاهِ ساکتِ یک کودکِ بیمار
 
از فغانِ یک قناری در قفس

از غم یک مرد در زنجیر

حتی قاتلی بر دار
 
اشک در چشمان و بغضم در گلوست

وندرین ایام، زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست
 
مرگ او را از کجا باور کنم؟
 
صحبت از پژمردنِ یک برگ نیست
 
وای، جنگل را بیابان می‌کنند
 
دست خون‌آلود را در پیش چشم خلق پنهان می‌کنند
 
هیچ حیوانی به حیوانی نمی‌دارد روا
 
آنچه این نامردمان با جانِ انسان می‌کنند
 
صحبت از پژمردنِ یک برگ نیست
 
فرض کن مرگِ قناری در قفس هم مرگ نیست

فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرُست
 
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نُخست

در کویری سوت و کور
        
در میان مردمی با این مصیبت‌ها صبور
 
صحبت از مرگِ محبت، مرگِ عشق
 
گفتگو از مرگِ انسانیت است.

 

=======================

موسی چمبه = قاتل ( پاتریس لومومبا )

رهبر جنبش استقلال طلبانه ی کشور  کنگو

که در استعمار بلژیک بود . و برای آزادی کشورش مبارزه میکرد. 

  زنده یاد فریدون مشیری

 این شعر را به پاتریس لومومبا تقدیم کرده...

.

 

/ 68 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عرفان بزازی

سلام.واقعا زیبا بود.ممنون.حیف که وقتی نظرات رو خوندم اهی کشیدم که هیچ یک راجع به نوشته ی زیبات نبود و همه دعوت نامه داده بودن که تشریف ببری و از وبلاگشون دیدن کنی.من عرفان بزازی هستم.گاهی سر میزنم به وبلاگی که عزیزی به اسم من تاسیس کرده.اونجا دیدم شما هم نطر دادین سری زدم به وبلاگتون.واقعا انتخاب زیبایی بود.[گل]

سید حسن حسینی تیل آباد

سلام مهربانتر از هميشه : بـــــــــــــــــــــــروزم با يه معـــــــــــــــــــــجزهـ من مطالب شا رو با اجازه شما ذخيره مي کنم تا اگه مطلبي - نقدي - پيشنهادي به ذهنم رسيد براتو ن بذارم خوشحال ميشم بهم سر بزنين و شعرمو تحليل و بررسي کنين از ميون 2 تا گل مي بوسمت [گل] [بوسه] [گل] یا حق .

هم نفس

از صدایم اشک می بارد آه من تنهاترین، تنهای این دنیام هیچ یاری، مهربانی، هیچ همدردی نیست حتی سایه ای اینجا قلب من عمریست بغضش را فروخورده اشک های تلخ من هم سخت، تکراریست هستم اما از تهی هم نیست تر، گویا بودنم همرنگ مرگی ممتد و جاریست

هم نفس

مرسی از حضورتون در روز باران...باعث افتخا من است[گل]

محمد علی رستمی

با سلام و احترام جدیدترین کتاب حقیر××××(خورشید خاموش)×××× با نگاهی نو به ماجرای شمس و مولوی (داستان و شعر) از چاپ در آمد. در این کتاب سعی شده است شمس و مولانا در قالبی کاملا جدید و نو ارائه شود در اینجا شمس بجای راه رفتن روی آب سوار قطار می شود و مولوی ما می تواند شعر نو و سپید نیز بسرایدو ... علاقمندان تهیه کتاب می توانند جهت سفارش پستی اثر و اثار قبلی به وبلاگ شخصی اینجانب http://wessal.blogfa.com/ مراجعه نمایید.ضمنا هزینه پستی ارسال آثار رایگان خواهد بود.

سپیده

من هم با شما موافقم

باشو

سلام دسته ی گنجشکهای تکراری . . .

ادیب

سلام آقامختار آخر فامیلیتون کلمه یامچی رو دیدم این کدوم یامچیه برام مهمه .اگه ممکنه لطف کنید وجواب بدید...خیلی ممنونم .